عاقبت
آزاد
روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟ سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!
آیا باران عطر و رایحه دارد ؟ به گزارش ایسنا، محققان میگویند: به دنبال بارش باران، چندین رایحه مختلف در فضا پخش میشود که برای ما خوشایند و مطبوع هستند. یکی از این رایحهها «پتریکور» نام دارد که به دنبال بارش باران و پس از یک دوره خشکی در هوا منتشر میشود. آیا تا به حال با خود فکر کردهاید که چرا بوی طراوت و رایحه دلانگیز باران، انسان را شاد و سرمست میکند و چه عاملی باعث میشود که باران بوی خوشایندی داشته باشد؟ واژه «پتریکور» در سال 1964 میلادی توسط دو دانشمند استرالیایی که بر روی رایحه هوای مرطوب تحقیق میکردند، ابداع شد. این رایحه در حقیقت از یک جفت واکنش شیمیایی نشأت میگیرد. در واکنش نخست، برخی از گیاهان در دوره خشکی هوا اقدام به ذخیره روغنهای خاصی میکنند که در هنگام بارش باران این روغنها در هوا آزاد میشوند. دومین واکنشی که منجر به شکلگیری پتریکور میشود، هنگامی رخ میدهد که مواد شیمیایی تولید شده توسط باکتری «آکتینوومیسیت» که یک باکتری خاکزی است، آزاد میشوند. این ترکیبات معطر و بو دار پس از برخورد قطرات باران به زمین، رایحه پتریکور را منتشر میکنند. به گزارش ایسنا به نقل از لایوساینس، رایحه دیگری که در هنگام بارش باران به مشام میرسد با «اوزون» ارتباط دارد. در هنگام رگبار، رعد و برق در واقع مولکولهای اکسیژن و نیتروژن را از هم شکافته و این مولکولها پس از ترکیب دوباره به شکل مولکولهای اکسید نیتریک درمیآیند و این ترکیب ضمن انجام واکنش با سایر مواد شیمیایی در جو، بویی شبیه به بوی ملایم کلر ایجاد میکند. در نتیجه وقتی فردی میگوید بوی آمدن باران را حس میکند این بدین معناست که بادهای حاصل از بارانهای نزدیک، اوزون ابرها را همراه با خود به مشام آن فرد میرسانند در جایی مناجاتی دیدم که نوشته بود گوینده اش کورش کبیر است هرکه گفته است خدایش بیامزرد که بسیار زیبا تقاضایی است با خود گفتم شاید مهمانان وبلاگ عاقبت هم از آن خوششان بیاید و لحظه ای با خدایشان زمزمه کنند. خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .
خبر بر گرفته از پرشین وی
پیراهنی فریبنده که از به هم پیوستن 1500 برگه جدائی 3000 زن و مرد تشکیل شده است .طراح این لباس می گوید می خواسته با این کار دلیل این هم طلاق یعنی عجله را به مردم و خصوص جوانان گوشزد کند اما به راستی آیا عجله به واقع دلیل همه این طلاق ها است ؟؟؟!! "دمي بارتز" يک دختر مدرسه اي اسکاتلندي است که در رشته هنر تحصيل ميکند، او به عنوان پروژه يکي از درسهايش در اقدامي جالب با برگه هاي مدارک طلاق زوجهاي مختلف يک لباس عروس بسيار زيبا طراحي و تهيه کرده است که باعث شد او خيلي زود در دنياي مجازي به شهرت جهاني برسد.
نقل شده :فرعون؛ پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. تا اينكه روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد او همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟ دید که شیطان وارد شد پس بدون مطلي گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد! بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟ بعد از آن شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
تفاوت اون هم یک تفاوت کوچولو و کم اهمیت
چهار شنبه 28 فروردين 1392برچسب:تفاوت, :: 6 PM :: نويسنده : محمد منصور
راستش از دروغگوئی و بی صداقتی که یه جایی دیدم رنجیده خاطر شدم برا اطمینان قلب و تسکین خودم سری به احادیث زدم یکی دو مورد رو برا شما عزیزان میهمان و البته نیز خودم به عنوان هدیه عید سال 92 گذاشتم:
امام صادق می فرماید: لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وأداءُ الأمانَةِ؛ كافى، ج2، ص104، ح 2
امام على (ع) :
اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛ هرگاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، راستگويى را به او الهام مىنمايد غررالحكم، ج 3، ص 161، ح 410
امام سجاد (ع) :
خَيْرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَيْرُ خَواتيمِهَا الْوَفاءُ؛ بهترين شروع كارها صداقت و راستگويى و بهترين پايان آنها وفا است. جمعه 23 فروردين 1392برچسب:صداقت,امام علی (ع),امام سجاد(ع),امام صادق (ع),وفا,راستگوئی,, :: 11 AM :: نويسنده : محمد منصور
( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند برای ما . . . دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید !
![]() در ضرب المثل های ایرانی مثلی هست که میگه طرف از آب هم کره می گیره یعنی همه جا میشه حتی به ظاهر از بی فایده ترین و کم ارزشترین چیزها و در بدترین حالت ها نتایجی سودمند برداشت کرد حالا بماند که کره از آب گرفته خوردنی هست یا نه ؟!!! به هر حال چند روز پیش داستانی رو تو یه وبلاگی خوندم که متاسفانه اسم و آدرسش رو گم کردم به هر حال ازش متشکرم بظرم جالب اومد دیدم بد نیست شما هم بشنوید و داستان از این قرار بوده است که : فردی بنام چاک از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ می خره به قیمت 100 دلار. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.» چاک جواب داد: «ایرادی نداره. پس پولم رو پس بده.»
« فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم ، به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام. فقیر گفت : من هم کور واقعی هستم ، زیرا اگر بینا می بودم ، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.»
در سرزمین ایران پیوسته قبل از فرا رسیدن نوروز روزی را که معمولا آخرین پنجشنبه سال است به عنوان روزابراز عشق و تجدید یاد و دیدار مزار عزیزان از دست رفته می دانند تا به نوعی آنان را نیز در شادی و سرور آغاز سالی نو شریک و سهیم نمایند و این آیین و رسم پسندیده حتی در ایران پیش از اسلام و نزد پیروان زردشت نیز تحت عنوان عید اموات در ایامی مقارن نوروز گرامی می دارندو در برخی مناطق کشور امروزه نیز آخرین پنج شنبه را عید مردگان می نامند.و چه زیبا سروده است زنده یاد قیصر امین پور: حرفهای ما هنوز ناتمام .... عجب رسمیه رسم زمونه قصه ی برگ و باد خزونه میرن آدما ازونا فقط خاطرهاشون بجا می مونه چی شد اون خونه ؟ آدماش کجان ؟ بوته ی یاس باباجون هنوز گوشه ی باغچه توی گلدونه عطرش پیچیده تا هفت تا خونه خودش کجاهاست ؟ خدا می دونه گوشه ای از شعر رسول نجفیان به یاد همه آنانی که امروز در میان ما نیستند روحشان شاد پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:عید اموات ,پدر,رسم زمونه,قیصر امین پور,رسول نجفیان, :: 1 PM :: نويسنده : محمد منصور در جائی می خواندم که: تفاوت تعریف ( یک دقیقه ) از زبان و نگاه کسی که پشت در توالت منتظر ایستاده با کسی که داخل توالت نشسته است نشان می دهد که زمان تعریف واحدی ندارد. اینطور نیست؟
1.روزي مرد کوري روي پلههاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده مي شد:
فراموش نکنیم قطاری که از ریل خارج شده است شاید آزاد شده باشد اما راه به جایی نخواهد برد و به مقصد نمی رسد.
آدمی هیچگاه نباید از احترام مردم خیلی ذوق زده شده و دل خوش شودچون بسیار پیش میاد که با کوچکترین بهانه یا حتی بدون بهانه این احترام رنگ می بازد و از بین می رود نقل است روزی : چرچيل(نخست وزير اسبق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر bbc برای مصاحبه میرفت. "گور بابای چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اينجا منتظر میمانم!"
روايت شده است در حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي بزرگ ميساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند. پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه! کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت: چوب بياوريد! کارگر بياوريد! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!! و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!! مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت: بله! درست شد!!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت... کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسيدند؟! معمار گفت: اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم... اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم ! به قول خودمون علاج واقعه قبل از وقوع
مرد قوی هیکل ، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند . روز اول 18 درخت برید . رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد . روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد ، ولی 15 درخت برید . عذر خواست و گفت : نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم ، درخت کمتری می برم
لالایی زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. زاهد گفت: مال تو کجاست؟
![]() گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و... آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد! گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!
ﺍﻭﻟﯿﻦﺻﺒﺢﻋﺮﻭﺳﯽ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭﻣﺎﺩﺭﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ. ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ. ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺁﻣﺪﻧﺪ. ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽﺑﻪﻫﻤﺪﯾﮕﺮﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ. ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ نتوانست خود را كنترل كند ﻭ ﺩﺭﺍﯾﻦﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ: ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻢ. ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺳﺎﻟﻬﺎﮔﺬﺷﺖﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ. ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﭘﺪﺭﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ، ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ. ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯﺍﻭﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﭼﻮﻥﺍﯾﻦهمانی است ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ تقدیم به آرزویم، بهار زندگیم به مناسبت تولدش
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
تو دنیا یکی هست که فقط برای تو نفس می کشه...!!!!!!!! اون هم دماغته عجب روزگاری است!!! این روزها گویا که انسان ها بدست هم پیر می شوند نه به پای هم !!؟
این روز ها اگه ساکت بمونی به حساب جواب نداشتن شما می گذارند هیهات اگه بفهمند که داری چه جونی می کنی تا ........احترامشون رو نگه داری این روز ها خیلی ها رو مبینی که از دور می درخشند اما جلو تر که اومدند ؟ می بینی که!! درخششون از شیشه خورده هاشون است .
خواب شيرين داره اين بچه گربه يا داره خواب شيريني مي بينه ؟
نقل از سايت تك ناز
يك روز هارون الرشيد و بهلول به حمام رفتند. در ضمن شستشو هارون از بهلولپرسيد:اگر من برده بودم تو به چه قيمتي حاضر ميشدي مرا بخري ؟ بهلول فكريكرد و پاسخ داد:10دينار!!!!
هارون داد زد:چه مي گويي مردك ديوانه!!!!!قيمت لنگي بر كمر بسته ام از10 دينار بيش تر است!! بهلول خنديد و گفت:منظور من هم قيمت لنگ توست و گرنه خودت 1 دينار هم ارزش نداري!!!! ![]()
لیال بی متال
پائولین پاتر ( Pauline Potter ) زن ۴۷ ساله آمریکایی از ساکرامنتو ( Sacramento ) ایالت کالیفرنیا (California ) با ۲۶۱٫۷ کیلوگرم هم اکنون چاق ترین زن جهان می باشد. ![]() پائولین پاتر :: Pauline Potter وی می گوید:دلیل اینکه با رکوردهای جهانی گینس برای ثبت رکوردش تماس گرفته این است که شاید متخصصی داستان زندگی وی را خوانده و در کم کردن وزنش به او کمک کند.
نقل از سایت جالب ترین خبر های دنیا
شنبه 18 شهريور 1391برچسب:چاق ترین زن دنیا, :: 7 PM :: نويسنده : محمد منصور به این میگن خپل شوخی آبگوشتی با نبی روزی هد هد نزد حضرت سلیمان رفت و گفت :می خواهم تو لشگریانت را در جزیره ای مهمان کنم . وقتی همه حاضر شدند هد هد ملخی صید کرد و در دریا انداخت و گفت : اگر گوشت به همه نمی رسد آب گوشت به همه خواهد رسید. رنگ مو شخصی از شیخ لاهوری پرسید: چرا در سن نود سالگی خضاب ( نوعی رنگ موی طبیعی سنتی ) می کنی ؟ گفت : دشمن زندگیست موی سفید
روی دشمن سیاه باید کرد
کلنگ جناب قاضی روزی قلم از قلمدان قاضی افتاد فردی که در آنجا حضور داشت گفت : جناب قاضی کلنگ تان افتاد قاضی گفت : این قلم است تو هنوز کلنگ و قلم را از هم تشخیص نمی دهی ؟ مرد در پاسخ گفت : هر چه هست تو مرا با آن خانه خراب کردی پس کلنگ است .
زندان یا ویلایی ییلاقی
در کشور نروژ زندانی وجود دارد که به احتمال زیاد پس از آشنایی با آن، تصور شما به طور کل در مورد زندان تغییر خواهد کرد. ![]() 115 زنداني اين زندان نه در سلول هايي با در هاي فلزي بلکه در کلبه هايي چوبي با رنگ هاي زيبا زندگي مي کنند و در طول روز به ماهيگيري، شنا، بازي تنيس مي پردازند و فقط اجازه ندارند از اين جزيره زيبا خارج شوند. ![]() ![]() به گزارش فارس، طویلترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتیمتر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفتهاند.
کشور عمان در جنوب دریای عمان قرار دارد. مقبره عمران نبی(ع) در شهر «صلاله» مرکز استان «ظُفار» قرار دارد و ظفار، جنوبیترین استان عمان است. این کشور از سمت غرب با سه کشور امارات متحده عربی، عربستان سعودی و یمن همسایه است.
صلاله نه تنها از حیث وجود زیارتگاه عمران نبی(ع) یک شهر زیارتی محسوب میشود، بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود، مرکز فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمان به حساب میآید و قطب گردشگری این کشور است.
اما «عمران» کیست؟ «عمران» یکی شخصیتهای مشهور در قرآن کریم و نام مشترک پدر حضرت موسی(ع) و حضرت مریم(س) است. البته به اعتقاد اکثر مفسران از جمله آیتالله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه، ج 2، ص 390)، عمرانی که قرآن از آن نام میبرد همان پدر مریم مقدس است. در آیه 33 سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. علام طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه (المیزان، ج 3، ص 4-191) مینویسد: مراد از «آل ابراهیم» در این آیه معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل به ابراهیم خلیل میرسند و آنها پیامبر اسلام (ص) و خاندان معصوم ایشان هستند.
نقل از سایت ایران گویا و خبر گزاری فارس
ادامه مطلب را ببینید
ادامه مطلب ... یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:عمران نبی, عمان,استان ظفار, صلاله قبر طویل,, :: 1 AM :: نويسنده : محمد منصور می گویند روزی به شیخ اعظم انصاری رحمه الله علیه گفتند : طلبه ای دزدی کرده است . شیخ فرمود:طلبه دزدی نمی کند بگویید دزدی به لباس طلبگی در آمده است .
دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب: طلبه, شیخ انصاری,درسی از تاریخ, دزد,, :: 9 AM :: نويسنده : محمد منصور
این مجسمه ها توسط دو مجسمه ساز به نام های "کلاوس اولدنبورگ" و "کاسجی ون برگر" ساخته شده و در نقاط مختلف دنیا نصب شده است. مجسمه های غول پیکری از اشیائی که با آنها به صورت روزمره سر و کار داریم
سوئیس - یک چاقوی سوئیسی آمریکا - کانزاس سیتی- یک توپ بدمینتون
فرانسه-پاریس- دوچرخه دفن شده
آمریکا نیویورک- بیلچه باقیمانده تصاویر را در ادامه مطلب ببینید ادامه مطلب ... دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:تجسم غول آسا,اشیا,آمریکا,سوئیس, "کلاوس اولدنبورگ" و "کاسجی ون برگر" شهرها,ژاپن,اسپانیا,فلسطین,آلمان,, :: 8 AM :: نويسنده : محمد منصور نامه امیر کبیر به ناصرالدین شاه در پاسخ به پارتی بازی و سفارش
زیاده جسارت است، تقی
![]()
منبع تابناک پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:امیر کبیر, پارتی بازی و سفارش,ناصرالدین شاه,عمه و خاله, :: 9 PM :: نويسنده : محمد منصور
حکایتی از سفرنامه یوشیدا ماساهارو، سفیر ژاپن در ایران دوره قاجار
در اين كتاب كه توسط دكتر هاشم رجب زاده به فارسي ترجمه شده است. يوشيدا شرح مسافرت خود در سالهاي 1297 و 1298 هجري قمري ـ در اواخر دورهي سلطنت ناصرالدين شاه قاجار ـ به ايران را با ظرافت بسياري نوشته است. صبح كه شد،... هنوز خواب و بيدار بوديم كه با صداي كسي كه بيرون خانه بلند فرياد ميكرد « شير آمد! شير آمد! » از جا پريديم. ديدم رام چندرا كه مترجم هندي ماست پريشان و هراسان فرياد ميكند « شير آمد! شير آمد! » و با شتاب اين سو و آن سو ميدود و دست و پايش را گم كرده است. از او پرسيدم «چرا اين طور فرياد ميكني؟ ما كه بند دلمان پاره شد!» او پاسخ داد كه صبح كه از خواب بيدار شده و از خانه بيرون رفته، يكي از مردم روستا را ديده است كه ميآيد و با صداي بلند ميگويد: « شير! شير! » ... رام چندرا كه در آن دم صبح هنوز خواب آلود و گيج بود، سخن مرد شير فروش را به معني آمدن شير بيشه گرفته و فرياد زنان به هر سو دويده بود. همراهان ما هم به شنيدن فرياد او اسلحة خود را برداشته و بيرون آمده بودند. ديديم كه مردم روستا از محصول لبنيات خودشان مانند شير و ماست و پنير در سينيهاي رويين و مسين گذاشتهاند و ميآورند. آنها نزديك آمدند و سينيها را با ادب و مهرباني به ما دادند. دانستيم كه دچار بدفهمي شده و مهرباني و مهمان نوازي مردم روستا را طور ديگر تصور كرده ( و اسلحه برداشته ) بوديم. ما و روستاييان همه مدتي از اين پيشامد ميخنديديم.
منبع داستان هائی از تاریخ صفحه 51 جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:سفرنامه,یوشیدا ماساهارو,سفیر ژاپن,ناصرالدین شاه ,قاجار,شیر,رام چندرا , :: 9 PM :: نويسنده : محمد منصور
خست آقا محمد خان
نوشته اند كه: وقتي به دليل خطايي جزيي حكم كرد كه گوش مرد فقيري را ببرند و بعد شنيد كه بيچاره به مير غضب مي گفت كه اگر همه ي گوشش را نبرد چند قراني به او خواهد داد. آقا محمد خان وي را صدا زد و گفت كه اگر مبلغي را كه به مير غضب پيشنهاد كرده اي دو برابر كني و به خود من بدهي من ترا مي بخشم. بيچاره دهقان فكر كرد كه خان شوخي مي كند و او را بخشيده است. براي همين جلوي خان به خاك افتاد و پس از تشكر قصد رفتن كرد. اما هنوز قدمي برنداشته اطرافيان شاه به او فهماندند كه اين خواسته ي خان شوخي نبوده و وي بايد آن مبلغ را بپردازد.
منبع : کتاب ايران در دوره سلطنت قاجار، علي اصغر شميم، صفحه 51. نقل از داستان هائی از تاریخ جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:خست,آقامحمد خان قاجار,مرد فقیر,دهقان,میرغضب,, :: 9 PM :: نويسنده : محمد منصور
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ….به کمک او پرداخت. سپس کم کم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است. افغانی ها ضرب المثلی دارند بدین مضمون که اگر کسی به تو گفت اسب ، به او اعتمادنکن اما اگر دو نفر پیدا شندن و به تو گفتند ، کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شندن و به تو گفتند ، که اسبی حتماً یک زین برای خودت سفارش بده. این ضرب المثل به خوبی اثر القائات منفی دیگران را بر ما نشان می دهد. آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند. نتیجه :
گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه می کنیم و به اونها اعتماد بی خودی می کنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب می کنیم بلکه حتی دیگه چیز دیگه ای رو نمی بینیم و چشمامون به روی حقیقت ها می بندیم. خداوند به همه ما فکر، فهم و شعور بخشیده تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم. بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن که بعد ما رو پشیمون کنه، کمی فکر کنیم و راه درست رو انتخاب کنیم و با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت نقل از پربازده
جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:حرف مردم,ضرب المثل افغانی, دکه,پسر ,آنتونی رابینز,, :: 11 AM :: نويسنده : محمد منصور
داستان جالب هواشناسی رئیس جوان قبیله سرخ پوستان سرقت با قلقلک دادن در تهران
نقل از کلوبز این هم ابتکارات و خلاقیت های جدید در زمینه تختخواب برای آدمهاهای استرس زده و بی خواب امروزی
ازین تخت خواب ها میخواین؟ ا
ادامه تصاویر رو ببینید .....
ادامه مطلب ...
![]() به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کراچی، پزشکان اعلام کردهاند که درمان این نوزاد یا تلاش برای بیشتر زنده نگاه داشتن وی هزینههای هنگفتی به دنبال دارد. همچنین پزشکان عنوان کردند که درمان این نوزاد فقط در کراچی امکان پذیر است. به گزارش شبکه خبری "جیونیوز" پاکستان، اگرچه این نوزاد سالم به دنیا آمده است اما دارای 6 پا میباشد و جدا کردن پاهای اضافه وی نیاز به عمل جراحی دارد که فقط در شهر کراچی امکان پذیر است. "عمران شیخ" پدر این نوزاد، در گفتوگو با خبرنگاران گفت که قادر نیست هزینه عمل جراحی فرزندش را پرداخت کند و از مردم به ویژه ثروتمندان تقاضا کرد به وی کمک کنند.
برگرفته از سایت تابناک
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید. وبلاگ من مو ضوع خاصی ندارد ضمن تشکر از دیدار شما عزیز میهمان امیدوارم مطالب وبلاگ مورد توجه و استفاده شما قرار بگیرد و از بیان نظرات خود در راستای بهبود آن دریغ نفرمائید. آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
|||||
![]() |